نتیجه یک گردش

نیروگاه نام منطقه ای از شهر قم است آب و هوایش بد نیست کمی ساحلی، کمی هم بیابانی روز هایش مرغ های مهاجر و شب ها کباب هایی سوخته...چرا این اسم! اینجا به کالاهای کمتر از 1000 تومان نایلن تعلق نمی گیرد، اینجا شهری است از آدم هایی یک رنگ و شاید متفاوت، فقر وکفر از قدیم با هم آشنا بوده اند، اینجا به جای شب نشینی در خانه هایی بزرگ و ویلایی، جوی ها محفل جوانان اند، جوی دیوار ندارد و همه می بینند که چه ها می شود اما...آنجایی که دیوارهایی بلند جلوی چشم ظاهر بین مسئولین را میگیرد و آن طرف دیوار.... .
وقتی خط راه آهن شهر قم را به دونیم تقسیم کرد....شاید هیچ نمیدانستند که فرهنگ ها چگونه با هم متفاوت می شوند...اینجا اجناس ارزانترند...اینجا مغازه ها کرایه های سرسام آور ندارند تا اجناس گرانتر از انصاف فروخته شوند...اینجا کودکان هنوز تیله بازی میکنند...اینجا شاید 20 سال جوانتر از امروز قم است...زنان سبزی هاشان را با هم پاک می کنند و مردان چهره هاشان سوخته کار است...اگر قدرت پول نزد آنانی بود که حرصِ افزودن نداشتند فرهنگ این ور پل و آن ور پل هیچ تفاوتی نداشت...پول رفاه می آورد و رفاه تبدیل به تجمل می شود و تجمل بی حساب رشد می کند...بی حساب!شهرداری ها آن قدر بودجه می گیرند که مردمشان مالیات میدهند و اگر مردم کم مالیات دهند شهردی مسئول فرهنگ فقر مردم نیست...پارک های بازی روی آسفالت بنا میشوند و کودک چهارساله او صورتش 17 بخیه میخورد...آسفالت ارزانترین تاتمی موجود است و مردم فقیرند...چشم هاشان گرسنه کتشلوار جناب مسئول است و اگر خودرویی لوکس راه گم کرده باشد چشم ها از حدقه بیرون می پرد اینجا ارزش انسان به پول است همه جا ارزش انسان به پول است.
و اما جوان... جوان هامان در یک نِتوورک بسیار متمرکز و بزرگ مشترکند همه جوانان قم لباسهاشان یکی است...کُپی...پِیست!
تنوع لباس ها زیاد است ولی همه از یک نوع اند.پسر های امروز، برخلاف پسرهای دیروزِ سه لباسه؛ چهار لباس دارند...حتما دیده اید شلوارهای جینِ رنگ برده و شاید کتان که کتان برای پسر های سنگین تر مد است و فاستونی که بسیار کمیاب است یا بسیار بسیار بیکلاس است یا بسیار بسیار رسمی و هایکلاس! کفش هایی سبک و بسیار ساده مانند آنکه روی یک تخته لاستیک را یک رویه ای پارچه دوخته باشند (اکثرا با برندِ نیکی) و یا کفش های اسپرت و کفش های ساده مردانه که البته امروز قیمت هاشان همه را سر به هوا کرده باز یا بسیار بی کلاس اند یا بسیار های کلاس... تک پوش ها زمستانه و تابستانه هم که همه به یک ضخامتند اما از اعجاب روزگار در تابستان خنک میدارند و زمستان گرم می کنند. و اما یک جزء جدید از لباس های جوانان یک شکل و جهانی امروز شورت است.مارک آن بسیار مهم و نشانه کلاس است و حتما همه باید با خم شدن ما و بالا آمدمن تک پوش و نمایان شدن مارک، آن را ببینند تا کلاس ما ثابت شود...دیروز این افتخار، افتخار نبود!!اما وقتی رسانه زیبایی های جنسی را زیبایی های استاندارد معرفی میکند، وقتی رسانه کار تصویر سازی را به جای مغز بر عهده می گیرد و فطرت راحت پسند انسان، به جای متونی که انسان را وادار به تصویر سازی می کند،تصاویر آماده را بپسندد که چون ذاتا راحت طلب است قطعا هم می پسندد. پس زنده باد رسانه و زنده باد آنچه او می پسندد....شاید با شخصیت کاملا پردازش شده جاستین بیبر آشنا باشید و یا شاید سلنا گومز را به عنوان یک شخصیت امروزی دیده باشید.امروز پسندِ رسانه، تغییر فرهنگ جنسی، از مرد بودن و زن بودن به دختر و پسر بودن است. دختر بودن و پسر بودن باید تا 100 سالگی هم ادامه یابد...و البته این کار دور از فطرتِ راحت طلب انسانی هم نیست. تشکیل خانواده و پذیرفتن نقشهایی چون شوهر بودن و پدر و بودن و زن بودن و مادر بودن بسیار سخت تر از دختر بودن و پسر بودن است. این کار برای مال اندوز و قدرتخواهان امروز، منافع زیادی دارد و البت که تا این لحظه یک پروژه موفق جهانی است. و اگر تور جهانی کنسرت های بیبر سر از ایران هم در می آورد این پروژه مثل سایر جهان بسیار سریعتر از امروز پیشرفت کرده بود.پس خدا رحمت پدر مسئولین فرهنگی این مملکت را که هر چند در ریشه، کاری برای فرهنگ این مردم نمیکنند، لا اقل به سرعت این سقوط هم کمک نمی کنند.
















ما کازرونی ها به تاب میگیم "هِیلون"