حکومت حق(6)
حکومت حق6

(سارترهمان موسس اگزستانسیالیسم است)
آشنایی با اگزِستانسیالیسم
مادیگرایان مانند گروهی از مسلمانان که انها را اشاعره می نامند معتقد به جبر در تمام امور عالم اند ولی در مقابل گروهی به هنام معتزله وجود دارند که انسان را مختار محض و دارای جایگاه تاثیرگذاری مطلق در جهان می دانند که این تفکر منسوخ بعد از هزار سال به دست متفکرانی غربی به نام مکتب اگزستانسیالیسم دوباره احیا شد.این در حالی است که ما به عنوان یک مسلمان باید بدانیم که شیعه دوازده امامی، جبر یا اختیار مطلق را رد می کند و به تعبیر امام صادق به امرٌبین الامرین یعنی چیزی بین اختیار و جبر، معتقد است.
عدم وابستگی به غیر هم بحثی است که توسط اگزستانسیالیست ها مطرح می شود چرا که این مکتب انسانِ آزاد و بدون هیچ قید و بندی را انسان کامل می داند و معتقد اند که وابستگی به هر چیز حتی به خدا هم موجب محروم ئشدن .و دور ماندن انسان از این هدف است. اما این در حالی است که دیدگاه اسلام در مقابل این مکتب نسبت به تعلق و وابستگی، با حفظ بعضی مشترکات فی مابین آنها مانند سرزنش وابستگی انسان به پول و مادیات، در مقوله خدا دچار اختلاف می شوند. چرا که اسلام خداو را از انسان و انسانیت جدا نمی بیند؛ بلکه مبدا تمام انسانها را ذات مقدس خدا و تعلقِ به خدا را مساوی به رسیدن به اوج کمال بشری می داند.
در باره این مکتب باید به نکته ای دیگر اشاره داشت که آنها آزادی را که از دیدگاه اسلام یک وسیله برای رسیدن به تعالی است، خود یک هدف می دانند که با در نظر گرفتن مفسده های مترتب بر این نظریه، دیدگاه آنان اشتباه و مردود است.
***************
همراهان گرامی!
در طول این شش شماره به مباحثی پیرامون مکاتب بنیادینی چون قدرت، لیبرالیسم، سوسیالیسم، ضعف ،ماتریالیسم، کومنیسم و اگزستانسیالیسصم به طور اجمال پرداختیم و با تسک به اعترافات اکثریت متفکران جهان ،ارجحیت اسلام را بر تک تک آنان اثبات کردیم ولی به نظر می آید که هنوز زود است که رشته تفکرات تحقیقیمان را با سیل ویرانگر زمان پاره کنیم؛ پس با مدد از خداوند یکتا در ادامه این بخش، سلسله مباحث جدید پیرامون احزاب سیاسی ،با هم دنبال می کنیم که امید است خداوند متعال بینش ژرفی را به همة مان ببخشد
چپ
*گروهی که اموال و سرنمایه های ملی را به طور یکسان متعلق به تمام مردم می دانند=
مارکسیسیم------ چـــــــــــــپ ! ----- اگزستانسیالیسم
کمونیسم سوسیالیسم
*گروهی که اموال را مختص به قشر خاصی از جامعه می دانند و قائل به انحصار در اموال هستند=
کاپیتالیسم------------راســــــــــــــــت ! --------لیبرالیسم
سوفیسم
داروینیسم
در کشور ما تفکر نوع یک سهم عظیمی در تحقق انقلاب دارد اما باید دانست که دیدگاه تعریف ما تنها یک منظر از ده ها منظری است که به چپ به عنوان یک تفکر حاکم در بخشی از جهان می پردازد و تعاریف دینی اجتماعی دیگری هم در بطن این کلمه جای دارد که باعث جدایی اسلام از داعیه دارن اصلی آن یعنی کمونیسم و سوسیالیسم می شود.مثلاً آقای مارکس در مورد دین می گوید:« دین ساخته دست قدرت مندان برای کنترل و هدایت مردم به سمت هدف دلخواه آنان است پس نفس دین در جامعه باید ریشه کن شود. » که قطعاً این نظر برای ما قابل قبول نیست.
داروین قانونی به نام تنازع بقا را چنین مطرح می کند که «در جهان هر کس توان زنده ماندن را داشت ؛ زنده بماند! وگر نه محکوم به فنا است .» این نظریه تو.سط اخاصی چون نیچه و بیکن در زمینه های دیگر زندگی اجتماعی بشر تعمیم داه شدند و آثار مخربی چون کاپیتالیسم و تک محور شدن جهان را تولید کرد ؛آنچه که شرق و آفریقا سالیان درازی است با آن تحت عنوان «جنگ استعمار » روبرو هستند و آنچه برای میراث خواران این تحول باقی ماند چیزی جز مصرف گرایی افراطی نبود.
باید دانست که راست بودن با اصول گرایی متفاوت است!
علت تولد دو مقوله اصولگرایی و اصلاح طلبی در کشورمان شاید به خصوصیتی که در مفهوم چپ خوابیده است ربط دارد . احزاب چپ در جهان به شدت در عمل و تئوری و پایبندی بر گفتار تند و انتقاد، مشهورند و چون این روحیه با اصلاح طلبی هم خوانی معنایی دارد و همچنین از آنجا که بیشترین افراد چپ در ایران بعد از انقلاب ،چنین روحیه ای داشتند؛به گروهی بزرگی از چپ گرایان اصلاح طلب اطلاق شد .البته گذر زمان و کم رنگ شدن مفهوم چپ ، طیفی رسمی به نام اصلاح طلب را در کشور بوجود آورد که شاید بعضی از آنها اصولگرا باشند چرا که مفهوم اصولگرایی و اصلاح طلبی دو مفهوم جدا از هم نیست . برای تقارب به ذهن می توان اصلاح طلبی، اصولگرا مانند امام حسین را معرفی نمود.
اصلاحات هم مانند اصول گرایی سطوح مختلفی از شخصیت ها را در بر می گیرد.
گروهی از مردم، اصلاح طلبان را تنها تجدید نظر طلبهایی می دانند که در 8 سال به اصطلاح اصلاحات در کشور میدان تاخت و تاز بزرگی را پیدا کردند و لی باید دانست که بعضی از اصلاح طلبان ، اصلاح طلب سنتی قلم داد می شوند که مانند اصولگرایا پایبند به نظام اسلامی هستند و حسابشان را باید از داعیه داران اسلام امریکایی و امپریالیسم دینی جداکرد.
ما کازرونی ها به تاب میگیم "هِیلون"