الهی...

زبان بند  آمده از کثرت نامت،  و تنها  و تنها می نویسم، چنان  که بدانی !

الهی؛ در بیشه عاشقان شیر مسلک مرا راه دادی و چنان مرا جلوه گر و راه نمایی که حتی خود نیز سرعت خودم را نمی فهمم!

الهی ؛ زبان عاجز م  را منع عجز بگو! تا بگویم آنچه را که باید بدانی...!

الهی؛در گوشه گوشه زبانم نقص و نقض بسیار است و من تنها و تنها تو را ذکر می کنم! تا نقایصم رخ نما نکند!

 الهی؛ در جنگم ،جنگ با همه چیز و تنها تویی که آرامش و قرار منی!ذکر تو آرام می کند این تابه گلگون را و تنها صدایی که از خود برون می دهد ،صدای العفوی است  که گوش زمان را کر ،کرده!

سبحان الله..

حرف در دل زیاد دارم که بگویم چرا که رخم از کثرتشان به زردی زده و چشمانم از دوریت ناله های فراق سر می دهند!

الهی،شکر که شکر کردن را به شکرانه عبودیتم به من آموختی!و شکر که به الهیتت نعمت، زیاده می کنی ...

الهی شکر که بلای تو هم برایم آزمایشی بوده و الهی شکر که در کوچه سار کودکی ام مرا نام عباس دادی و سالهای مردنم را تو عزت حیات بخشیدی...

شجره طیبه

پنجم آذر 1358 بود ؛ تقریباً 10 ماه قبل از جنگ تحمیلی .

 امام خمینی (ره) طی بیاناتی سخن از ضرورت تشکیل نیرویی  را بر زبان راند بنام »نیروی مقاومت بسیج »، و سپس در  طول سالهای عمر با برکت خود، ماهیت و هویت آن را مشخص نمود .

 فرمود: « بسیج ، شجره طییبه  و درخت تناور و پر ثمری است که شکوفه های آن ، بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد .

ادامه نوشته

عمو قورباغه(چند توصیه فرهنگی)

                                                   

انگار قلم دوباره خاریدنش گرفته و باز بازوان ضعیفم را به فشار متحمل و سلسله افکار گسسته ام را  دوباره وادار به اجتماع کرده  و بدین سان ناچارم  که چشمان زیبایتان را دوباره خسته کنم... .

قلب می تپد و چشم و گوش و ... همه کار می کنند و آماده اند که مغز فرمانی دهد  و هیهات از بی عرضگی مغز.

در نظام حکومتی یک جامعه افرادی از روی تعهد محض یا به زور تخصص و یا شاید بدون هیچ کدام و از فرط بی عمویی ،عمو قورباغه های این خانواده عظیم شده اند ،که هر از مدتی دادِ این برادر زاده های بیچاره  را در آورده و باز حکومت می کنند.

ادامه نوشته