چشم...

آدمی که شب نخوابه و تا صبح علی الطلوع دوتا چشماش، گرد روی کتاب باشه، دو تا گلوله سرخ و سیاه داره که البته بعضی وقت ها می تونه رنگ زیبای لری یا همون سرخ و سبز و یا سرخ و عسلی یا سرخ و ورمرشکی یا سرخ قهوه ای یا سرخ و آبی باشه که این قلم آخر یعنی اون قدر علم و درس خوندن خوبه که به راحتی می تونه بین دو تیم که حتی آقای وزیر نفت یا آقای وزیر مخابرات یا آقای وزیز کشاورزی ویا شاید هم رئیس اداره تربیت بدنی یا وزارت تربیت بدنی یا وزارت فوتبال وغیره  هم نتونستند وحدت حاصل کنن، وحدت حاصل کنیم!

چشم!

 اگه نداشتیم قطعا کور بودیم و اگه کور بودیم نمی تونستیم راه بریم و نمی تونستیم کتاب بخونیم و نمی تونستیم بین دو تا تیم فوتبال جمع کنیم و نمی تونستیم بریم دستشویی و نمی تونستیم شوت بزنیم و نمی تونستیم که نمی تونستیم که نمی تونستیم ولی بعضی ها میتونن.

چشم!

اگه چشم نداشتیم  همه یاجناغ ها خوب بودند و دیگه لازم نبود چشم دیدارشون رو داشته باشیم و زن های همسایه راحت و مثل یچه آدم و بدون چشم هم چشمی زندگی شون رو می کردند .


چشم!

 اگه عینک واسه چشم یه جور نقصه ، نیاز یه چشم واسه دیدن هم یه جور نقصه!و اگه وجود عینک شکر داره وجود چشم هم شکر داره!

چشم!

یعنی اگه ما کازرونی ها تو بنبستِ راه های ارتباطی نبودیم و یه ذره بیشتر با آدم های دیگه رفت و آمد داشتیم و قدر همدیگه رو می دونستیم و چشم دیدار همدیگه رو داشتیم ... مشکلاتمون حل می شد؟!....یعنی میشد؟!

 چشم 

چشم گفتن خیلی از کار ها را رو حل می کنه! یه بزرگِ خدا بیامرزی وقتی با کسی بحثم می شد بهم می گفت:"بگو چشم...تا بعدش خدا کریمه!"   به عبارتی با همه خوب بودن و واسه هیچ و پوچ بقیه رو از خود نرنجوندن یا همون خنده رو بودن و جمع بین همه، شاید راه حل خوبی واسه زندگی کردن باشه.

زندگی ها تون گرم و پرنشاط و موفق