دششوری
یه بعد از ظهر بهاری بود و من بودم و خیابون شلوغ چهار مندون(چهار مردان- قم)...
قدم های آهسته ام مثل پدری مهربان پای دقت کردن های کودکانه چشم هام صبر می کردند...
مستارح مردانه!!!!
این کلمه ای بود که با ذوقی ناگفتنی بالای سر یک در کوچک در راسته مغازه های جور و واجور نوشته شده بود.
خط ریزی که به زحمت خوانده می شد نوشته بود:
این مستراح مردانه به سَنِة(یادم نیست ولی یه چیزی تو مایه های بوق) از ثلث مال مرحوم(خدا بیامرز اسمش هم یادم نمود)به وصیت ایشان برای استفاده عموم در راه خدا ساخته شد.
خوب این هم در کنار خیلی از کارهای خیر،خیره ...
خدایش بیامرزاد

+ نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 18:3 توسط (کازرونی)
|
ما کازرونی ها به تاب میگیم "هِیلون"